تبليغاتX
کاشان و بندر
یادداشت ها و خاطرات


کاشان و بندر









من به همراه پدر و مادر و خواهرم شقایق نوروز سال ۱۳۸۶ را بوشهر بودیم و به بیشتر جاهای استان بوشهر رفتیم. برازجان ، خورموج ، بوشهر ... سفری هم به دلوار رفتیم.کنار ساحل خیلی به ما خوش گذشت . این هم عکس هایی از ان جا :

Click for Full Size View

Click for Full Size View

Click for Full Size View

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387 ساعت 12:15  توسط محمدحسن   | 


Click for Full Size View
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 ساعت 8:7  توسط محمدحسن  


پدرم دوستی دارد که او را اخوی صدا می کند. او هم به پدرم اخوی می گوید. ان ها خیلی با هم رفیق هستند و با هم به گردش و تفریح می روند. عکس سمت چپ هم عمو سجاد من با لباس اسپورت که کلمه New روی ان است  ، کنار اخوی ایستاده است . این عکس مربوط به تابستان گذشته است (تقریبا هفت ماه پیش ) . که با هم به پارک و شهربازی رفته بودیم . من و خواهرم شقایق هم ان شب با عمو سجاد بودیم و خیلی به ما خوش گذشت . هر وقت که عمو سجاد با پدرم و اخوی بیرون می روند من هم با ان ها می روم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387 ساعت 21:12  توسط محمدحسن   |