استان بوشهر و بندر دلوار
من به همراه پدر و مادر و خواهرم شقایق نوروز سال ۱۳۸۶ را بوشهر بودیم و به بیشتر جاهای استان بوشهر رفتیم. برازجان ، خورموج ، بوشهر ... سفری هم به دلوار رفتیم.کنار ساحل خیلی به ما خوش گذشت . این هم عکس هایی از ان جا :
یادداشت ها و خاطرات
من به همراه پدر و مادر و خواهرم شقایق نوروز سال ۱۳۸۶ را بوشهر بودیم و به بیشتر جاهای استان بوشهر رفتیم. برازجان ، خورموج ، بوشهر ... سفری هم به دلوار رفتیم.کنار ساحل خیلی به ما خوش گذشت . این هم عکس هایی از ان جا :
پدرم دوستی دارد که او را اخوی صدا می کند. او هم به پدرم اخوی می گوید. ان ها خیلی با هم رفیق هستند و با هم به گردش و تفریح می روند. عکس سمت چپ هم عمو سجاد من با لباس اسپورت که کلمه New روی ان است ، کنار اخوی ایستاده است . این عکس مربوط به تابستان گذشته است (تقریبا هفت ماه پیش ) . که با هم به پارک و شهربازی رفته بودیم . من و خواهرم شقایق هم ان شب با عمو سجاد بودیم و خیلی به ما خوش گذشت . هر وقت که عمو سجاد با پدرم و اخوی بیرون می روند من هم با ان ها می روم.
![]()
![]()
"ابوبکر محمد زکریای رازی" دانشمند و طبیب مشهور در سال ۲۵۱ قمری در ری به دنیا امد. و در سال ۳۱۳ یا ۳۲۳ قمری درگذشت. این دانشمند بزرگ در شهر ری به تحصیل فلسفه ، ریاضیات ،نجوم و ادب پرداخت . و هم زمان به تعلیم پزشکی و مداوای بیماران نیز مشغول شد. او مسافرت های زیادی به نقاط مختلف از جمله شهر بزرگ بغداد داشت و بیماران زیادی را از مرگ نجات داد .
یاد این دانشمند و پزشک معروف ایرانی همیشه در خاطر من خواهد بود.
اسم من محمد حسن متولد شهر کاشان هستم. من فقط ده سالم هست . پدرم اهل بندر بوشهر و مادرم کاشانی است . الان بیش از ده سال است که در شهر زیبای دامغان زندگی می کنیم . پدر و مادرم هر دو استاد دانشگاه هستند .دوست دارم از طریق این وب لاگ دوستان خوبی پیدا کنم . من فقط یک خواهر دارم به نام شقایق که خیلی او را دروست دارم . او الان پنج سال دارد و هر روز به کودکستان می رود . بچه های هم سن و سال من خودشان را در این وب لاگ معرفی کنند تا با هم دوست شویم . من به شهر کاشان و استان بوشهر عشق می ورزم.